درباره من

فرشاد مولودی

وب سایت شخصی

درباره من

15 شهریور سال 1372 در غرب کشورم ایران بدنیا اومدم،پدرم کرد ثورانی و مادرم کرد اورامی هستن.از روزهایی که برای من اولین خاطره ها موندن و من صاحب حافظه شدم،بیاد دارم که همیشه این نکته تو ذهنم بود که واقعا قضیه این دنیا چیه؟چرا انقدر هم بهم ریخته س هم منظم؟بعدها که بزرگ تر شدم همیشه حس میکردم عده ای ابر انسان مارو در جهانی با واحد زمانی متفاوت ساختن و کره زمین شاید برای اونا فقط یک آزماییش یکو نیم ساعته س .

از همون روزهای اولین خاطراتم خیلی به همه چیز غریبی میکردم برام خیلی جالب بود وقتی از کتاب دهخدا معنی اسمم فرشاد رو دیدم و به معنی روح و عقل کره مریخ معنی شده.انگار این حس غریبی بی دلیل نیست.

یکی از خاطرات قوی در ذهنم اینه که همیشه مادرم ظهرها وقتی همه یک قیلوله میرفتیم منو در سه کنج اتاق در حد فاصل خودش و دیوار میذاشت و از مزاحمت خواهر و برادرم که منو هر ساعت بخاطر رفتارهای عجیبم دست مینداختن در امون نگه میداشت تا اذیت نشم و منم با پیچ و مهره های ماشین پدرم که بی استفاده اش بودن به عنوان اسباب بازی خودم در لابلای پتویی که قرار بود باهاش بخوابم به شکل یک جهان پر از پستی بلندی درمیاوردم و به هرکدوم از اون پیچو مهره ها شخصیت میدادم و یک دو ساعتی در دنیایی که خودم ساخته بودم زندگی میکردم.

 

بزرگ شدم از دوران دبستان شاگرد متوسط بودم،راهنمایی شاگرد ضعیف ، و دبیرستان شاگرد خیلی ضعیف،بیشتر از بی برنامگی میمومد و اینکه همیشه فکر میکردم چرا باید ریاضی یاد بیگیرم.تا اینکه دوم دبیرستان عاشق شدم و در درسهام شاگرد دوم شدمو به دلایلی هیچوقت نتونستم هیچ جا به زبون بیارم این عشق رو و ایشون ازدواج کرد،سرخوردگی این داستان دز سوم دبیرستان باعث شد کل درسهارو بیفتم و رفتم دبیرستان شبانه و دیدم راستی راستی دارم میبازم و میرم سربازی . انقلابی در من به پا شد و بدون شنیدن جواب رد از عشق من اون موضوع رو تقصیر کار دونستم و تصمیم بر انتقام گرفتم و این انتقام پیروزی در زندگی شخصیم بود.

به دانشگاه رفتم و در رشته مترجمی زبان انگلیسی تحصیل کردم همون سالهای اول دانشگاه با گردشگری و راهنمای گردشگری اشنا شدم و تصمیم گرفتم از انگلیسی در این شاخه استفاده کنم.